سيد ظهير الدين مرعشى
مقدمه 57
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
بست و آنجا كه معروف است به « جاوه كوشك » به آمل ملك سعيد قصرى ساخته بود فرود آمده و لشكرگاه ساخت . . . چون اين خبر به حسام الدوله برسيد لشكر شهريار - كوه برگرفت و به لاك آبدان آمد » « 1 » ، اينجا رشتهء كلام از تسلسل و تناسب افتاده و مطلبى كه بعد از اين بدون فاصله ذكر مىشود راجع بموضوع و زمان ديگريست و با مقايسهء كتاب سيد ظهير الدين معلوم مىشود كه قريب ده صفحه مطلب از بين افتاده است « 2 » . نظير اين سقط و نقص مهم در دو جاى ديگر نيز اتفاق افتاده است : يكى در شرح حكمرانى « دارمهر بن فرخان و ذكر كشته شدن ابو مسلم خراسانى و وزارت ابو ايوب » « 3 » و ديگرى در شرح حكمرانى اسپهبد « اردشير بن حسن » و ذكر مخالفت استندار كيكاوس با او و اشعار هزلآميزى كه در آن باب گفته شده « 4 » . عجب است كه پرفسور براون ملتفت هيچيك از اين نقص و سقطها كه با اندك دقتى واضح است نشده و در ترجمه و نقل سطور به همانطورى كه هست بدون اشاره و توجه مداومت ورزيده است « 5 » . 4 - در يك جاى كتاب ، در آنجا كه در ذيل عنوان « ذكر آل وشمگير بن زيار ملوك گيلان » به بيان فضل و ادب قابوس بن وشمگير مىپردازد اشتباه و غلط عجيبى از كاتبين نسخ روى داده كه منشأ اشتباه عقيدهء يكى از مؤلفين بزرگ اروپا گرديده است . بيان اين تفصيل آنكه ابن اسفنديار كلام يزدادى را در وصف فصاحت و علو رسائل قابوس ، از مقدمهء كتاب « كمال البلاغه » به ترتيب ذيل نقل مىكند : « سخن يزدادى » : و انا اقول بلسان منطلق ان احدا لم يسمع كلاما مؤلفا بلغة العربيه
--> ( 1 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 223 ( 2 ) مراجعه شود به سيد ظهير الدين چاپ دارن از صفحهء 216 تا صفحهء 229 ( 3 ) ابن اسفنديار خطى صفحهء 116 ( 4 ) اين اسفنديار خطى صفحهء 232 ( 5 ) مراجعه شود به ترجمهء انگليسى ابن اسفنديار صفحهء 113 و 245 و 253